شب خیزی (یا روح شب خیز به عبادت) در ثبات قدم محکم تر است و در صداقت گفتار راسخ تر
در شب دل دل زنده را به حق میل بود در دیده شب روان او سیل بود
بر روز مفاخرت کنی می شاید ای شب چو جراغ تو قم الیل بود
بر خلاف روز که انسان در مسیر پر غوغای کسب روزی و تحصیل مهمات زندگی همواره در جنب و جوش است و با انواع کارهایی که آرامش خاطر را بهم میزند روبروست:((ان لک فی النهار سبحا طویلا))
از عالم عارف ربانی مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی نقل است که می فرمود:کسانی که در مقامات دین به جایی رسیده اند همه از شب خیزها بوده اند از غیر آنها دیده نشده است
از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام هم منقول است :
رسیدن به قرب و لقای خداوند عز و جل سفر و سیری است که جز با مرکب شب پیمودن راه و نیل به مقصد ممکن نیست.
مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول
ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید.
به نام حضرت دوست
سيد كريم پينه دوز در گوشه اي از بازار تهران به پينه دوزي و پاره دوزي مشغول بود و از اين راه امرار معاش مي كرد.
نامش كريم و
شهرتش محمودي و چون از
سادات بود، او را سيدكريم مي گفتند. بزرگمردي كه از راه توسلات مداوم
هر صبح و شام به ساحت حضرت ابا عبد ا... الحسين (ع) به مقامي بار يافته بود كه امام زمان (ع) به طور هفتگي براي
او وعده ديدار، قرار داده بود.
و اينك
بنگريد يكي از تشرفات
شور انگيز او را: امام زمان روحي فداء به مغازه او تشريف آورده بود و در
كنار سيد كريم نشسته بود.
سيد كريم در حالي كه محو گفت و گو با آن حضرت بود، پاره
كفشي را به دست گرفته و مشغول دوختن آن گشته بود.
در حين گفت و گو حضرت به او
فرمودند:
« سيد كريم! آيا كفش
مرا هم تعمير مي كني؟ »
و او بلافاصله از روي صداقت گفته
بود:
«آقاجان با كمال منت! به چشم! اما چون قول داده ام، ابتدا
بايد
اين كفش
را بدوزم »
دقايقي ديگر حضرت تقاضاي خود را تكرار كرده بودند و سيد كريم ديگر طاقت نياورده بود. برخاسته بود و
مولا رادر آغوش گرفته و پيشانيش را بوسيده و گفته بود:
« من غلام و نوكر و خاك پاي شمايم، اين همه مرا امتحان
نكنيد! اگر يكبار ديگر
تقاضاي خود را بفرمائيد و مرا شرمنده خود كنيد، من هم مردم كوچه و بازار را خبردار مي كنم كه شما در
مغازه من هستيد ».
و آن گاه حضرت او را دلداري داده و عمل او را تعهد به
قول و پيمان، تائيد فرموده بودند.
برگرفته از وبلاگ wooingdays.blogfa.com
چیزی نگذشته بود که هر کدام مقداری هیزم آوردند و درمقابل حضرت روی هم ریختند.
رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم فرمود :گناهان نیز اینگونه جمع می شوند سپس فرمود : از گناهان کوچک حذر کنید زیرا هر چیز جوینده ای دارد که همانا جوینده گناهان (که فرشته است) آنچه را که مردم پیش فرستاده اند و اثرهای آنها را می نویسند (( و هر چیز را در پیشوایی آشکار فراهم کرده ایم))
در این صورت گناه در نزد او زشتی ندارد و به قساوت قلب دچار می شود.
روی زمین قدم زد با آسمان سخن گفت از ابرها بپرسید از دیده و شنیده
می رفت سوی مسجد اما نه مثل هر شب چون عاشقی که وقت وصل دلش رسیده

به این مناسبت یه حکایت میذارم که امیدوارم استفاده کنین.
روزی امام مجتبی علیه السلام و برادرش امام حسین علیه السلام هنگام مشاهده وضو گرفتن باطل پیر مردی با کمال ادب و احترام نزد پیرمرد رفتند و امام مجتبی علیه السلام گفت : (( من و برادرم مدعی هستیم که وضوی ما از دیگری بهتر است. تو بین ما داوری کن و بگو وضوی کدامیک از ما صحیح است .)) پیر مرد پس از مشاهده گفت : (( عزیزانم وضوی شما صحیح است ولی وضوی ما باطل است.))
امام رضا علیه السلام فرمود: امیر المومنین علیه السلام فرمود: در حالی که اعمال ننگین و رسوا کننده ای را به جای آورده ای دندانت را به خنده آشکار مکن و زمانی که مرتکب بدی ها شده ای از عذاب شبانگاهی ایمن مباش.