تبليغاتX
عطر بال جبرئیل

السلام علیک یا امیر المومنین  روضه رفتن به مسجد

 روی زمین قدم زد با آسمان سخن گفت         از ابرها بپرسید از دیده و شنیده

می رفت سوی مسجد اما نه مثل هر شب       چون عاشقی که وقت وصل دلش رسیده 

2 نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 11:22  توسط مجید  | 

ولادت با سعادت امام حسن مجتبی علیه السلام رو به همه تبریک میگم

...

به این مناسبت یه حکایت میذارم که امیدوارم استفاده کنین.

روزی امام مجتبی علیه السلام و برادرش امام حسین علیه السلام هنگام مشاهده وضو گرفتن باطل پیر مردی  با کمال ادب و احترام نزد پیرمرد رفتند و امام مجتبی علیه السلام گفت : (( من و برادرم مدعی هستیم که وضوی ما از دیگری بهتر است. تو بین ما داوری کن و بگو وضوی کدامیک از ما صحیح است .)) پیر مرد پس از مشاهده گفت : (( عزیزانم وضوی شما صحیح است ولی وضوی ما باطل است.))

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 21:20  توسط مجید  | 

 این پروردگار مهربان حق واجب از شکر نعمتهایش را بازخواست کرده و فرموده: ای بنده من! آیا تو عدم محض نبودی و من تو را ایجاد کردم ؟بدون اینکه با هستی تو و از ایجادت سودی ببرم.بلکه برای محض سود بردن تو از خودم ایجادت کردم.و همه مملکت و تمام ممالکم را آفریدم تا به تو در نیازها و کمالات پیش از هستی ات خدمت کنند


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 10:55  توسط مجید  | 

باب وجوب دوری نمودن از لغزشها و گناهان

امام رضا علیه السلام فرمود: امیر المومنین علیه السلام فرمود: در حالی که اعمال ننگین و رسوا کننده ای را به جای آورده ای دندانت را به خنده آشکار مکن و زمانی که مرتکب بدی ها شده ای از عذاب شبانگاهی ایمن مباش.

2 نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 8:58  توسط مجید  | 

از شخصي پرسيدند: چندسال داري؟
گفت: 20 سال.
بزرگي به او خرده گرفت و گفت: نگو 20 سال دارم، بگو آن 20 سال را ديگر ندارم.

                                         (( از سایت بچه های قلمbachehayeghalam.ir ))

2 نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 21:20  توسط مجید  |